محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
477
مخزن الأدوية ( ط . ج )
ماهيت آن : از اغذيه معروفه است كه از آرد ميده و شير و روغن خمير كرده پهن نموده و در جوف آن قيمه گوشت با نخود پخته با روغن و پياز بريان كرده و فلفل و ادويه حاره و مصالح گرم و عطريه داخل كرده به شكل مثلث ساخته پس در روغن بريان مىنمايند و يا در تنور مىپزند و بىگوشت نخود را پخته و به دستور مصالح داخل كرده نيز ترتيب مىدهند و با پياز بريان كرده در روغن و ادويه حاره بريان مىنمايند . طبيعت آن : گرم و تر . افعال و خواص آن : كثير الغذا و مقوى اعصاب و مسمن بدن و مهيج اشتها و ليكن ثقيل و مسدد و مولد رياح خصوص در معده ضعيف و مصلح آن سكنجبين گفتهاند در صفراوى مزاج و جوارشات حاره مانند كمونى و فلافلى و فلاسفه و مانند اينها در امزجه بارده و بلغميه . سنجاب به فتح سين و سكون نون و فتح جيم و الف و باى موحده . ماهيت آن : حيوانى است از موش صحرايى بزرگتر و دنباله آن كوتاه و پر موى و سياه و بسيار نرم و زير شكم آن سفيد و باقى خاكسترى رنگ و در تنكابن اسبكول نامند و در مازندران اسبنك و در درختها مأوى مىدارد و در صقالبه و تركستان بسيار به هم مىرسد الحكم نزد اماميه گوشت آن حرام است و پوشيدن پوست آن حرام و نجس نيست و نزد اهل سنت و جماعت مختلف فيه است . طبيعت آن : در اول گرم و در دويّم تر . افعال و خواص آن : خوردن گوشت آن مسكن حرارت و جهت درد سينه و سرفه و قرحه آن نافع و مولد قولنج و مصلح آن روغن بادام و پوشيدن پوست آن معدل مزاج و رافع اوجاع عصب و ذرور موى آن جهت التيام جراحات و قطع خون و ضماد آن با عسل جهت ردع اورام مفيد است . سندروس به فتح سين و سكون نون و فتح دال و ضم را و سكون واو و سين هر سه مهمله به هندى چندروس نامند و نزد عوام مشهور به كهربا است . ماهيت آن : چيزى است شبيه به كهربا و از جنس آن و زرد رنگ و بعضى قطعههاى آن سرخ رنگ و از كهربا خردتر و در آتش و روغن كنجد و روغن سرشف بر آتش گداخته مىگردد و روغن كهرباى مشهور كه مستعمل نقاشان است و اهل هند ساخته بر حرير مىمالند و از آن موم جامه مىسازند از همان است و در قرابادين در ادهان به اسم دهن الصوابى مذكور شده و ظاهراً صمغ درختى باشد و آنچه گفتهاند كه سنگى است كه از سواحل دريا خيزد و محمد بن احمد بن زكريا گفته كه در وسط بحر هند چشمهايست گرم آب آن مثل عسل غليظ و در ميان آن آب سندروس مىجوشد و نرم مىباشد و چون بر روى آب مىآيد سرد و منعقد مىگردد و مخصوص به هند است اصلى ندارد و بعض اهل هند مىگويند صمغ درخت كافور است و اهل فرنگ و ملاخه نيز متفق برآنند و درخت آن را رپنيروس نامند و گفتهاند آنچه روز از درخت مىچكد سندروس است و آنچه شب كافور و قطعههاى سندروس ديده شده كه در آنها كرمهاى كوچك و مورچههاى بسيار بود و چنان معلوم مىشد كه بر بعضى چكيده و بعضى در حين تازگى و عدم انعقاد بر آن نشسته و فرو رفتهاند و در آن مانده و اين نيز دليل آن است كه از قبيل صمغ است نه حجر و نه آنكه از دريا مىجوشد و آن چهار نوع مىباشد يكى آنكه ظاهر آن زرد و باطن آن سرخ و براق و دويّم زرد كم رنگ و بسيار سست و سيّم مايل به كبودى و سست و چهارم سياه و سبك و صلب و اول بهترين همه است و خوب آن آن است كه مانند كهربا كاه را بربايد و قوّت آن تا بيست سال باقى مىماند و از ادويه جليلة القدر است و فرق ميان اين و كهربا بسيار دشوار است زيرا كه كاه را مانند كهربا مىربايد و لهذا اكثرى نيز از اين سبحه و غيره ساخته به جاى كهربا مىفروشند و فرق آنست كه اين از كهربا سستتر است و چون در آتش اندازند از اين بوى كريهى آيد و از كهربا بوى آب مصطكى و ديگر آنكه از كهربا بوى آب ليمو آيد خصوص چون بمالند كه گرم گردد به خلاف سندروس و طعم سندروس اندك تلخ مىباشد به خلاف كهربا و در ربودن كاه به قوّت كهربا نمىباشد و در كهربا نيز ان شاء الله تعالى مذكور خواهد شد . طبيعت آن : در دويّم گرم و در اول سيّم خشك و در اول گرم و خشك نيز گفتهاند . افعال و خواص آن : مجفف رطوبات دماغى و ساير اعضا و حابس نزف الدم و نفث الدم جميع اعضاى ظاهرى و باطنى و اسهال دموى و قاطع بلغم معده و امعا و قاتل كرم آن هر دو و حب القرع و مدر بول و حيض و جهت استرخاى عصب حادث از افراط برودت و رطوبت و امتلا و نفث الدم و خفقان و وسواس و ربو و ضيق النفس بلغمى و تب نايبه و سپرز و بواسير و اسهال مزمن و مداومت آن با سكنجين جهت رفع فربهى مجرب و مانع عرق و حافظ قوّت است و لهذا كشتىگيران آن را مستعمل دارند و آشاميدن آن با ماء العسل جهت ادرار طمث و بول و با سكنجبين و يا سركه و يا هر دو با هم جهت اسقاط جنين به قوّت . * العين * اكتحال آن با عسل جهت بياض و قرحه و جلاى آثار و سلاق مجرب و چون سوده بر جگر گوسفند و يا آهو